رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 5 تیر 1398 - 19:06
  • کد خبر : ۱۶۹۴۲
  • مشاهده :  235 بازدید
  • چاپ خبر : درباره ی فوتبال گیلان ؛ فقر و شرافت

درباره ی فوتبال گیلان ؛ فقر و شرافت

فوتبال گیلان فقیر است . تنگدستی از سر و رویش می بارد . نمود این فقر در بالاترین سطح عملکردش یعنی باشگاه های حاضر در سطح ملی ، به گونه یی است که حتی بالاترین مقام اجرایی استانی فوتبال هم ، بد و خوب شان را به گردن نمی گیرد .

فقر فوتبال گیلان فقط مادی و سخت افزاری نیست . حتی به سطح نیروی انسانی هم تسری یافته است . کار به جایی رسیده که مطالبه ی فوتبال دوستان گیلانی ، از حد درخواست برای دو ورزشگاه آبرومند در دو شهر اصلی فوتبال خیزش ، یعنی رشت و انزلی ، سقوط کرده به پرداخت مطالبات معوق بازیکنان .

اما آیا این فقر واقعی است ؟ آیا واقعاً فوتبال گیلان از استعداد تهی شده ؟ آیا واقعاً پولی برای اسپانسرشیپ در گیلان یافت نمی شود ؟ آیا آن چه در گیلان است فقط ضعف و تهدید است ؟ یا قوت و فرصت هم می توان یافت ؟

تردیدی نیست که گیلان ، از مسابقه ی چهاراسبه ی پول پاشی در فوتبال ملی جا مانده است . روندی سرطانی ، که می رود تا به زودی همه ی پیکره ی فوتبال ایران را دربر گرفته و نای نفس کشیدن برای هیچ کس باقی نگذارد . اما این به معنای خشک شدن چشمه ی جوشان فوتبال گیلان نیست . بسیارانی ، بسیار نوشته اند و گفته اند و فریاد کشیده اند که درد فوتبال گیلان ، نبود – و نه کمبود – تفکر صحیح مدیریتی و فقدان مدیران جسور و آینده نگر است . این مساله البته ، در ادامه ی مشکل مشابه ی بزرگ تری است که در سطح فوتبال ملی جاری است . اما در دیگر نقاط ، پمپاژ پول از منابع دولتی و شبه دولتی و چه بسا مشکوک ، چهره ی نامتوازن فوتبال را به زور بزک ، قابل تحمل می کند . چیزی که فوتبال گیلان از آن عاجز است .

در نبود پول ، تدبیر می تواند مسکنی باشد برای ایحاد ثبات حداقلی . تا این فقر زشت ، دستش را از حلقوم فوتبال گیلان بردارد . اما دریغ که همین هم موجود نیست . مدیران بی برنامه و حراف ، بیش از آن که به سامان دادن سازمان شان بپردازند ، در فکر تثبیت جایگاه خود هستند . و ابزارشان چیزی نیست جز فرافکنی و “با دست پیش کشیدن و با پا پس زدن” .

فقر اصلی فوتبال گیلان آنجاست که هیچ اراده ی آگاه و نظام مندی برای پاشیدن بذر توسعه و برداشت محصول آبرومند وجود ندارد . این است که استعدادهای فوتبال گیلان در سنین پایه ، به باشگاه های بازیکن ساز خارج از استان می روند و خدمات شان در نهایت به جایی جز زادگاه شان می رسد . این است که دایره ی مربیان قابل طرح در سطح ملی از استان گیلان ، به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد و در نتیجه ، تیم های استان یا مجبور به استفاده ی چرخشی از همین نیروهای محدود هستند یا ناچارند که دست نیاز به سوی مربیان درجه ی دو و سه یی دراز کنند که دست کم ، صرفاً برای دیده شدن در بازار کار ، تن به هدایت تیم های گیلانی می دهند .

فقر آغاز مصیبت هاست . در فقر هیچ شرافتی نیست . هرچند که فقرا الزاماً بی شرافت نباشند . بدتر از همه این که بتوانی فقیر نباشی ، اما فقر ، آلوده ات کرده باشد .

فوتبال گیلان فقیر است . فقیری که با بینش درست ، حمایت درست ، همدلی و همکاری درست ، درک درست از داشته ها و نداشته ها و عزم درست برای استفاده بهینه از پتانسیل ها ، می تواند در صف های اول اغنیای فوتبال ایران جای بگیرد . ویترین فوتبال گیلان ، رشت و انزلی ، سپیدرود و داماش و ملوان ، آینه ی تمام نمای این وضعیتند . درختان ریشه داری که در حسرت آبند برای ثمر دادن ، اما باغبان ترجیح می دهد تا با همین چند سطل آب موجود ، اتومبیلش را بشوید .

 

 

"علیرضا مویدی فر - آی اسپورت"

 

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه