رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 13 تیر 1398 - 11:56
  • کد خبر : ۱۶۹۸۰
  • مشاهده :  444 بازدید
  • چاپ خبر : شما بروید ! قوی سفید بال می‌گشاید
ملوان و عمری که جدای گذشت روزگار است

شما بروید ! قوی سفید بال می‌گشاید

ملوان را باید دریابیم ! ملوان را باید ملوان‌وار اداره کرد و پیش برد ! سهم بچه‌های انزلی را باید به خود بچه‌های انزلی داد ! سهم پرورش استعدادشان را ، سهم کشف کردن‌شان را و سهم بزرگ شدن‌شان را .

عمری را در هوای ملوان به سر کرده‌ایم ! عمری را ، که با ملوان گذرانده‌ایم ، به حساب گذر عمری که از خدا گرفته‌ایم ، نباید گذاشت ! مقوله ی دیگری است این ! نام دیگری و عطر و طعم دیگری هم دارد !
تیم‌هایی هستند که در همه جا هم نیستند ، تیم‌های خاصی که جور دیگری با مردم پیوند می‌خورند ! رابطه‌شان ، ربطی به برد و باخت ندارد ! برآمده از زدن و خوردن نیست ! چیز دیگری است !
ملوان یکی از این تیم‌های ویژه است ! تیمی که «گیو» بود ، تیمی که شیلات شد ! تیمی که از ملوانیت دست برنداشت ! تا آخر عمرش که هزار ساله باشد ، ملوان خواهد بود ! چه در لیگ برتر و چه در محلات انزلی !
تیمی که با مردم یک شهر ، یک بندر ، یک تالاب دست یاری داد ، به آن‌ها دل داد و از آن‌ها – از این مردم – جان گرفت ، روح گرفت ، روان مخصوص به خودش را دارا شد ! و این شد که هست ! نیست ، اما هست خیلی هم بالا و بالانشین !
تیم ماهیگیران ! تیم ملوانان ! تیم مردم سخت و مردان سرسخت ! تیم مردم مرد که دل به دریای شمال سپرده‌اند و نرد عشق با انزلی‌چی‌ها ، باخته‌اند !
ملوان تیم ورزشی ، فقط نیست ! ملوان یک تیم روزگاری درجه اول ، فقط نیست ! ملوان چیزی ورای یک تیم است ! ملوان سرمایه ی اجتماعی و هویت استانی یک استان هم فقط نیست ! می‌دانید ؛ تیم‌هایی هستند که با هویت شهرشان ، با تاریخ موجودیت‌شان و با خودویژگی‌های مردمان‌شان گره خورده‌اند ! ریشه در تار و پود «زادبومشان» دارند ! مثل سپاهان در اصفهان که هزار گام با ذوب‌آهن تفاوت دارد ! جنس‌شان یکی نیست ! یا برق شیراز و فجرسپاسی شیراز که مقوله‌یی هستند متفاوت از کمای شیراز و صاایران و …
در تبریز ، تراکتور حکم تیم شهر را دارد و در مشهد ابومسلم ! پدیده تازه ، تازه دارد روی دل مردم راه می‌رود ! درست مثل نفت در آبادان که ریشه‌اش را از آبشخور «جم» سیراب کرده‌اند و فولاد اهواز که می‌تواند بقایای ماندگار شاهین اهواز و کلوپ شنا باشد ! سرمایه‌یی ماندگار از عشق به رنگ آبی !
ملوان برای انزلی ، حکم استقلال را دارد و برابری می‌کند – برای مردم انزلی – با پرسپولیس !
ملوان چه مثل حرکت در روز‌های اوج‌گیری‌اش باشد ، چه مثل این روزها ، که هست تا باشد و هست تا نگوییم که نیست ، بخشی از ضرورت‌های روانی بندرانزلی به شمار می‌رود ! و این نکته‌یی است که درک نمی‌شود !
ملوان یک روز قد علم کرد و آمد که بهمن صالح‌نیا و منوچهر ناوران و فرهاد صیادمصلح و نصرت ایراندوست و قاسم سلطانزادی و پیشگاه هادیان را پشت سر غفور و اسپندار و نیاکانی داشت و توانست گل راهیابی ایران به جام جهانی را تقدیم فوتبال ایران کند : … گل غفور جهانی به استرالیا !
ملوان یک روز هم قامت خم کرد و جوانی‌اش را به فراموشی سپرد که نتوانست جواب استعداد ممتاز پژمان نوری ، مازیار زارع ، سیدجلال حسینی را بدهد ! روزی که از عهده ی پرورش دادن و تکرار کردن سیروس قایقران ، که کامل‌ترین ملوان ، برای تیم ملوان‌ها بود برنیامد ! سیروس آخرین ملوان شد ! سیروس کامل‌تریق قایقران بود !
… شما از ملوان چه خبر دارید ؟ شما از پژمان نوری بعدی ، که در مسیر سیروس قایقران شدن حسرت‌زده و مشتاق ، سزاوار و پر از استعداد ، گام برمی‌دارد چه خبر دارید ؟
چشم شما یک عیبی دارد که سیروس را در وجود بچه‌های سیروس ندیده و قایقران نشناخته ، نمی‌بینید ! یک جا در گوشه‌های پرت ، یک جا ، در زاویه‌های دور ، آن جا که شما – بی‌هنران کم‌مایه ، اما پرادعا و رودار – نیستید ، گام‌های اول ، برای پدید آمدن سیروس‌ها ، پژمان‌ها ، مازیار‌ها و سیدجلال‌ها به زمین می‌خورد !
فرقی هم نمی‌کند ، بود و نبود شماها ، هیچ فرقی نمی‌کند ، اما نه ! هر چه شما نباشید ، هر چه شما دور باشید ، بهتر است ! در آسیب‌شناسی فوتبال انزلی ، مشکل شمایید ، دردسر شمایید ، علت شمایید که هر جا نباید باشید ، در کمال سماجت هستید و با چه اعتماد به نفسی !
ملوان را باید دریابیم ! ملوان را باید ملوان‌وار اداره کرد و پیش برد ! سهم بچه‌های انزلی را باید به خود بچه‌های انزلی داد ! سهم پرورش استعدادشان را ، سهم کشف کردن‌شان را و سهم بزرگ شدن‌شان را .
"خبر ورزشی - اردشیر لارودی"

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه