رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 17 مرداد 1398 - 11:09
  • کد خبر : ۱۷۱۳۲
  • مشاهده :  548 بازدید
  • چاپ خبر : ملوان تهران ، این دیگر چه حکایتی است ؟

ملوان تهران ، این دیگر چه حکایتی است ؟

ملوان تیمی نیست که با دستور نماینده ی مجلس برایش هر تصمیمی بگیرند . ملوان تیم ملوانی‌هاست ، با نام و نشان ملوان ، با هوادارانش و با مردان و زنانی که برای این تیم ذره‌ذره آبرو جمع کرده‌اند .

ملوان به ملوان بی‌شباهت شده است ؛ ملوان نشانه‌های ملوان را ، اندیشه و روش ملوان را از خودش دور کرده و به تیم دیگری تبدیل شده که فقط اسمش ملوان است و رسمش ملوان نیست . البته این مصیبت تازه‌یی برای ملوان نیست . در یک دهه ی اخیر بارها ملوان را از خودش دور کرده‌اند اما باز هم ملوانی‌ها تیم‌شان را نجات داده‌اند ، دوباره ملوان را به دست خود گرفته‌اند ، دوباره پای تیم‌شان جنگیده‌اند و با تیم‌شان زندگی کرده‌اند . این‌بار فروش بخش عمده ی سهام ملوان به یک گروه جدید ، ملوان را هر لحظه به ملوان بی‌شباهت‌تر کرده . هر روز خبری می‌رسد که تکه ی دیگری از ملوان را جدا کرده‌اند و این باز هم به‌معنای پایان یک مسیر برای ملوان نیست ، ملوان دوباره برمی‌گردد .
انتخاب مربی یی که هیچ ربطی به سبک و سیاق ملوان ندارد ، روش خرید بازیکن که هیچ ربطی به سبک قدیمی ملوان در کشف و ساختن بازیکن ندارد ، نحوه ی مدیریت تیم با وعده‌هایی که گوش ملوانی‌ها از آن حرف‌ها پر شده و هر اتفاقی در این باشگاه نگران‌کننده است . کار به جایی رسیده که ملوان نمی‌تواند در انزلی ، در خانه ی خودش تمرین کند و برای تمرین باید به تهران برود . کار به جایی رسیده که انزلی‌چی‌ها از همکاری با این ملوان استعفا داده‌اند ، تماشاگران نگران و مضطرب اتفاقات را تماشا می‌کنند و البته می‌دانند این بازی‌های جدید چه آثار مخربی برای تیم‌شان خواهد داشت . پیش‌بینی این که مالکان با انبوهی از بدهی تیم را رها می‌کنند و می‌روند برای‌شان دشوار نیست اما راهی برای نجات انگار ندارند . تصمیم‌ها را دیگران گرفته‌اند و گوش هیچ‌کس بدهکار نیست .
بهمن صالح‌نیا ، پیر ملوان گرفتار بازی‌های سیاسی برای واگذاری‌های تیم می‌شود ، محمد احمدزاده به این بازی‌ها تن نمی‌دهد و نشستن پشت فرمان تریلی را به شرکت در این معامله‌ها ترجیح می‌دهد ، پژمان نوری و مازیار زارع چه می‌توانند بکنند جز تماشای حراج یک اعتبار که خود و هم‌نسل‌های‌شان برای افزودن به آن بسیار جنگیده‌اند . ملوان اما راه و رسمش این نیست . ملوان مثل صیادها یک عمر روزی‌اش را از دل دریا بیرون کشیده . ملوان تیم کسانی بوده که سخت کار کنند و بسازند ، نسل به نسل . ملوان تیمی نیست که نقل‌و‌انتقال بازیکنش را به کسانی بسپارد که هیچ درکی از روش و سیاق ملوان ندارند . ملوان تیمی نیست که هر کس از راه برسد و برایش تصمیمی بگیرد و برایش مربی انتخاب کند و سرپرست و مدیر برایش پیدا شود . ملوان یک عمر خودش چهره‌هایش را ساخته ، خودش مرد کار‌های سخت را تولید کرده و با مردان خودش زندگی خودش را ساخته است . ملوان تیم مردان و زنان ملوانی است . فرزاد مجیدی که عمری را در فوتبال گذرانده ، چه طور هنوز نمی‌داند نمی‌تواند با یک دستور تماشاگر را به محل تمرین راه ندهد ؟ چه طور نمی‌داند محل تمرین ملوان تهران نیست، بلکه در انزلی است؛ آنجا که ملوان ریشه دارد و آنجا که مردمانش با ملوان زندگی می‌کنند. سرمایه‌گذار جدید ملوان اگر می‌داند چه برندی را خریده ، پس باید بداند که این برند در انزلی با حضور مردم ، با نزدیکی نفس آن ها به نفس ملوان ، با هیاهو و نقد و نظر آن ها معنا دارد و بدون تماشاگرانش هیچ شباهتی به ملوان نخواهد داشت و اسمش می‌تواند ملوان تهران باشد .
ملوان تیمی نیست که با دستور نماینده ی مجلس برایش هر تصمیمی بگیرند . ملوان تیم ملوانی‌هاست ، با نام و نشان ملوان ، با هوادارانش و با مردان و زنانی که برای این تیم ذره‌ذره آبرو جمع کرده‌اند ، به آن هویت داده‌اند و از آن هویت گرفته‌اند ، با ملوان و برای ملوان زندگی کرده‌اند ، مو سپید کرده‌اند ، با عشق و آرزو و بی‌منت پیراهنش را پوشیده‌اند .

 

“ایران ورزشی : فرشاد کاس نژاد”

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه