رفتن به بالا
  • شنبه - 30 شهریور 1398 - 20:06
  • کد خبر : ۱۷۴۱۶
  • مشاهده :  256 بازدید
  • چاپ خبر : تبریک و تسلیت برای پژمان و مازیار

تبریک و تسلیت برای پژمان و مازیار

کار سخت و جانفرساست . با دست خالی در این فوتبال چه می‌توان کرد ؟ راه نجات از این مخمصه‌های اقتصادی برای یک باشگاه تنها مثل ملوان چیست ؟

پژمان نوری و مازیار زارع که باشگاه ملوان را ویرانه تحویل گرفتند ، نه سرمایه‌گذار فوتبال هستند ، نه از اهالی پولشویی و اختلاس که گذرشان به فوتبال می‌افتد و نه صاحب فرصت‌های عجیب در فوتبال ایران برای بهره بردن از بودجه‌های دولتی و عمومی . پژمان و مازیار فقط دو پسر از این باشگاه‌اند که در ملوان ساخته شدند ، قدر پیراهن سفیدش را می‌دانند ، با رویای این تیم زندگی کرده‌اند و از ملوان اعتبار گرفته‌اند و به آن اعتبار داده‌اند .

مالکان پیشین چیزی از ملوان باقی نگذاشته بودند . آن روند به نابودی بیشتر و بدهی‌های بزرگ‌تر تبدیل می‌شد . برای پژمان و مازیار راهی نمانده بود جز این که مسوولیت بپذیرند ، تیم را به محمد احمدزاده – سرمربی و بزرگ تیم – بسپارند و خود آستین بالا بزنند و ببینند از چه راهی باید برای نجات باشگاه در این مخمصه ی اقتصادی استفاده کرد . هواداران ملوان انگار از پژمان و مازیار خواسته‌اند که شماره حساب مشترکی را افتتاح کنند تا دوستداران ملوان بتوانند به باشگاه خود کمک کنند . بدیهی است که ملوانی‌ها به فرزندان باشگاه خود اعتماد دارند اما به بهانه ی این کار باید درباره ی چند موضوع بحث کرد :

*در اغلب مواقعی که باشگاه‌ها در ایران برای دریافت کمک از هوادار شماره حساب اعلام کرده‌اند ، رقم‌هایی که به حساب باشگاه واریز شد ، بسیار ناچیز بود و هواداران دلیلی برای چنین مشارکت‌هایی ندارند . هواداران آن قدر باشگاه را متعلق به خود نمی‌دانند که برای کمک مالی به آن ترغیب شوند . یکی از آخرین تجربه‌های ناکام در پرسپولیس رخ داد که شماره حساب اعلام کردند و مجموع واریزی مردم به گفته ی مدیرعامل وقت حدود ۵۰۰ میلیون بود که با توجه به تعداد هواداران پرسپولیس و حجم بدهی‌های آن زمان باشگاه ، رقم ناچیزی محسوب می‌شد .

در باشگاه‌هایی مثل ملوان که متعلق به شهری کوچک هستند ، البته شهروندان احساس قرابت با تیم شهرشان دارند و شاید هواداران ترغیب شوند که به تیم شهر کمک کنند اما باز هم این روش نمی‌تواند گره‌یی از مشکلات باشگاه باز کند و در بلندمدت هم قابل تکرار نیست .

* در فوتبال ایران عجیب است که باشگاه‌هایی مثل ملوان به رغم جذابیت بسیار ، محل سرمایه‌گذاری برندهای دولتی و خصولتی نیستند اما تیم‌های بی‌هواداری مثل پیکان و سایپا یک عمر از بودجه‌های آن چنانی بهره می‌برند و برای سکوهای خالی بازی می‌کنند . تعجب‌آور است که برندها گرایشی به سرمایه‌گذاری در باشگاه‌هایی مثل ملوان ندارند اما یک تیم بی‌تماشاگر می‌سازند و چند دهه مخارج گزافش را می‌پردازند .

در اقتصاد ورزش هیچ پاسخی برای این رفتار عجیب در باشگاهداری پیدا نمی‌کنید اما در فوتبال ایران ۳۰ یا ۴۰ سال چنین رفتاری تکرار می‌شود .

* ملوان یک عمر روش و منش و ساختار خودش را داشت . بهمن صالح‌نیا ، نصرت ایراندوست ، محمد احمدزاده و فرهاد پورغلامی و همه ی چهره‌های ملوان می‌دانستند که راه و چاه ملوان چیست . ملوان باید به سبک خودش بازیکن بسازد ، نسل به نسل ، خودش به دست خودش پرورش دهد و با کنترل هزینه‌ها و بازیکن‌سازی روزگار بگذراند . ملوان باید متعهد به سبک و سیاق خودش باشد . ملوان تیمی نیست که به دست مربیانی مثل نادر دست‌نشان و علی لطیفی و امثال این ها اداره شود . محصول کار چنین مربیانی ساختن یک تیم غیربومی و بی‌معنا برای ملوان است . ملوان عرصه‌ ی این روش‌ها و تیم ساختن با بازیکن‌های درجه چندم نیست . ملوان عرصه‌یی است که در آن بچه‌های انزلی و گیلان پرورش پیدا می‌کنند و نسل به نسل تیم را زنده نگه می‌دارند . ملوان عرصه ی مالکان قلابی و سرمایه‌گذاران دروغین هم نیست ، محتاج بودجه‌های بزرگ هم نیست . ملوان آن قدر پول می‌خواهد که روی پای خودش باشد ، خودش بسازد و خودش از چهره‌های خودش بهره‌مند شود .

چشم و دل ملوانی‌ها سیر است ، چون می‌دانند که خودشان می‌توانند بسازند و در هر نسل‌ ستاره‌هایی به فوتبال تقدیم کنند . ملوان محتاج بودجه‌های بزرگ و رویایی نیست . همین که برای نابودی‌اش قدمی کج برندارند ، برای ملوانی‌ها کافی است .

*پژمان و مازیار شاید نمی‌دانند که عملکردشان چه تاثیر عمیقی در آینده ی ملوان دارد . آن ها در نقطه‌یی سرنوشت‌ساز برای آینده ی باشگاه محبوب خود ایستاده‌اند و چه خوب که مسوولیت‌پذیر و محکم پای کار رفتند و شانه خالی نکردند . آن ها بهتر از هر کسی ملوان و رسم و سیاق و سبکش را می‌شناسند ، بیشتر از هر کسی عاشق تیم‌شان هستند و دل می‌سوزانند و بیشتر از هر کسی مورد اعتماد هواداران و شهروندان انزلی هستند اما کار سخت و جانفرساست . با دست خالی در این فوتبال چه می‌توان کرد ؟ راه نجات از این مخمصه‌های اقتصادی برای یک باشگاه تنها مثل ملوان چیست ؟ برای این سوالات پاسخی پیدا نمی‌شود . باید برای پژمان و مازیار پیام تبریک و تسلیت فرستاد ؛ تبریک بابت مسوولیت‌پذیری ، اراده و عشق ، تسلیت برای بن‌بست‌ها و سختی‌ها .

"فرشاد کاس نژاد - ورزش سه"

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه