رفتن به بالا
  • دوشنبه - 22 مهر 1398 - 20:37
  • کد خبر : ۱۷۵۷۴
  • مشاهده :  140 بازدید
  • چاپ خبر : اسیر فریب

اسیر فریب

قافله ی باشگاهداری گیلان ، بدجور از باقی استان‌های صاحب فوتبال ایران جامانده است . بماند که آن پیشتازان هم با انواع و اقسام دوپینگ‌های مالی سرپا هستند . اما گیلان محکوم به جاماندگی ، ناچار است سقوط کند و در انتظار سوار سفیدپوش بخت بنشیند تا او را از زمین بلند کند .

فوتبال باشگاهی در گیلان، در سراشیب خطرناکی قرار گرفته است. می‌بازد و می‌بازد و درخود فرو می‌شکند و درد از همه اجزای چهره‌اش پیداست. اما دردناکتر از آن درد، عادت کردن به درد است. مشکلی که علاج دردهای باشگاه‌های گیلانی را با بن‌بست بدی مواجه کرده است.

باشگاه‌داری در گیلان ، اسیر فریب شده است‌ . فریبی که دست‌اندرکاران و تصمیم‌سازانش ، به باشگا‌ه‌ها و هواداران شان تحمیل می کنند . هوادار گیلانی ، بی‌تردید ابله نیست . اما در آشفته بازاری که تنها با پول‌پاشی‌های بی حساب ، روزش را به شب می رساند ، از فرط درماندگی و ناتوانی مالی ، به هر سراب خوش آب و رنگی روی خوش نشان داده و به رویش آغوش می‌گشاید .

هیچ کس نیست که نداند ، فوتبال و باشگاه داری در ایران ، ابداً پول‌ساز نیست . جلوی بدیهی‌ترین عوامل پول‌سازی فوتبال را که در سرتاسر دنیا به رسمیت شناخته شده‌اند ، به لطایف الحیل گوناگون می گیرند و انتظار دارند چرخ باشگاه‌ها ، درست و قانونی بچرخد . به یاد آن بیت درخشان از مرحوم حسین منزوی می‌افتم که گفت : “عجب که راه نفس بسته‌اید بر من و باز ، به انتظار نفس های دیگرید از من”.

در این فضای روشن و شفاف از بی‌ثمری هزینه کردن در باشگاه‌ها که تنها دولتی‌ها و صنعتی‌ها و خواص ، به پشتوانه پول های غیرشفاف ، سرپا هستند ، چه کسی باور می کند که کسی بیاید و از سر عشق و تعصب به شهر و مردمانش سالی چندمیلیارد دور بریزد و ککش هم نگزد ؟ مگر شوخی است ؟ هنوز علیرغم این همه خبر از اختلاس های چندهزار میلیاردی ، “میلیارد” در فوتبال ایران آن قدر بی‌مقدار نشده که برای هزینه کردن بیهوده در یک باشگاه ، توجیه پیدا کند . وقتی سرمایه گذاری‌های توجیه ناپذیر میلیاردی ، با خروجی صفر ، همچنان در جریان است ، ناچاریم به این فکر کنیم که بازدهی و برگشت این سرمایه سوزی ها ، احتمالاً قرار است در جایی دیگر و به صورتی دیگر انجام شود . حالا در کجا و کدام زمینه ؟ حتماً عاقلان دانند .

این دو بخش استیصال هوادار از ترس جاماندن و استفاده ی اهل بازی از گردش سرمایه در بستر آن استیصال ، فریب بزرگی را می‌سازد تا هوادار دلخسته و مایوس را مدیون جانفشانی‌های ! خود کرده و بارش را جایی دیگر بار کند . این الگو در سالیان اخیر ، در باشگاه‌های گیلانی ،