رفتن به بالا
  • یکشنبه - 19 آبان 1398 - 15:17
  • کد خبر : ۱۷۷۵۷
  • مشاهده :  123 بازدید
  • چاپ خبر : ملوان بندرانزلی ؛ نیم قرن دلبری و دلداده گی
به احترام پنجاه سالگی ملوان

ملوان بندرانزلی ؛ نیم قرن دلبری و دلداده گی

… یادش به خیر آن سال‌های دور و آن روزهای زیبای نیمه ی دوم دهه ی ۱۳۶۰ که استادیوم پیر شهر انزلی به‌دوراز هرگونه هتک حرمت و فضاحت کلامی و مرزبندی و قشربندی اجتماعی ، کانون زیباترین و گرم‌ترین و صمیمانه‌ترین حمایت‌های دوستداران ملوان بود و زمین فوتبال استادیوم انزلی در محله ی میان پشته به یمن استمرار درخشش‌ها ، گلزنی‌ها و موفقیت‌های ملوان ، بدل شده بود به کانون داغ‌ترین و مهیج‌ترین اخبار و اتفاقات فوتبالی کشور …

ملوان بندرانزلی ؛ نام و خاطره و نوستالژی همیشه دوست‌داشتنی‌یی است که درست ۵۰سال و نیم قرن از زایش و پدیداری‌اش می گذرد . این متن ، دل‌نوشته‌یی است به احترام پنجاه سالگی ملوان و به پاس نیم قرن حضور مجّدانه و  بسیار تاثیرگذار ملوان در عرصه ی فوتبال کشور ؛ آن هم با کم ترین ظرفیت‌های مدیریتی-تشکیلاتی و مالی .

ملوان؛ در آغاز شکل گیری‌اش عطف به شرایط محیطی- اجتماعی خاستگاهش «بندرانزلی» و در ادامه ارائه عملکردی فوق‌تصور وتحسین‌برانگیز در عرصه فوتبال باشگاهی کشور، بیشترین درصد توجهات ومخاطب‌پذیری را در جامعه انزلی متوجه خویش ساخت…لکن در گذر سال‌ها و خاطرات غرورانگیز، ملوان به عنوان یک پدیده مهم اجتماعی- ورزشی آن هم در دل جامعه‌ای که هرچه می گذشت بیشتر با دوران طلایی و رونق خویش به‌عنوان «دروازه ایران و اروپا» و یکی از مراکز عمده توریستی کشور فاصله می‌گرفت، دچار یک ایستایی و درماندگی ابتدا به ساکن در حلقه مدیریتی-تشکیلاتی‌اش شد  که رفته‌رفته به سایر بخش‌های جانبی مرتبط با تیم فوتبال ملوان نیز تسری یافت… و هم اینک جز کشیدن آهی از دل به یاد آن ملوان الهام‌بخش و روح‌نواز سال‌های دور چیزی برجای نمانده است…

حس ناب و نوستالژی ارزشمند نسبت به سال‌های طلایی و فتوحات پی‌درپی ملوان محفوظ، اما چندین دهه است که ملوان در یک سیکل سردرگم و به‌دوراز کمترین پیوند و آمیزشی با مفهوم آرمانی «توسعه» و «توسعه فوتبالی» و پیامدشان فرآیند تأثیرگذاری مثبت در جامعه جوان و درعین‌حال ایستای انزلی، صرفاً به چیزی در حد یک کلیشه و لقلقه زبانی، تنزل مفهوم و کارکرد یافته است…

تکرار کلیشه‌وار نام زیبای ملوان در چند دهه نابسامان اخیر، تنها تلنگری می‌شود برای یادکرد دوباره از خاطرات سال‌های دور و درخشان ملوان؛ ور نه کمترین ردپا و تناسبی میان آن قوی سپید قهرمان و این ملوانی که فقط آویزه‌ای است سوار بر ارابه‌های سیاسی و مغضوب راکبان طنازشان در گوشه وکنار شهر به چشم نمی‌خورد…

قطعاً برای شناخت و واکاوی هر پدیده ی اجتماعی ؛ از جمله ملوان می‌بایست خاستگاه و شرایط اجتماعی دوره ی مقارن با ظهورش را مدنظر قرار داد ؛ همان مناسبات تنگانگ و غلیظ و بی‌واسطه اجتماعی- عاطفی که فراهم‌کننده ی بستر ذهنی-انگیزشی برای گردهمایی و «تیم‌شدن» نسل نخست ملوانان بود ، دیگر نتوانست با آغاز دهه ی ۱۳۷۰تاکنون نظر به دگردیسی کلان پدیدآمده در روحیات اجتماعی و تفوق‌یافتن رویکردها و نگرش‌های غالباً کاسبکارانه مبنای عمل قرار گیرد و از همین جا بود که دیگر سنت قوی و جاری مبتنی بر احساسات و تعهدات جدی و رمانتیک شهری-بومی و محلی در تقابل با نوعی تمدن وحشی بوروکراتیک چندلایه محافظه‌کارانه ، شبه‌مدرنیسم منحط و سرطانی و مناسبات هزارتوی پیرو آن ، محلی از اعراب نیافت و طبیعتاً ملوان نیز دیگر از آن ماهیت مردمی و غیررسمی‌اش ، بدل گشت صرفاً به یک عنوان و تیتر عقیم منحصر در قالب‌های دگم اداری-اجرایی-شبه‌مدیریتی … البته باید مهر باطل زد بر ادبیات متعصبانه و یکسری توهمات اغراق‌آمیز دال بر «این‌همانی» جامعه انزلی و جامعه ورزشی-فوتبالی انزلی در ۲مقطع پیش و پس از آغاز دهه ی ۱۳۷۰ ؛ چراکه واقعیت همین است که هرچه از دهه ی ۱۳۷۰گذشت ، آن وحدت درونی میان کلیه ی اقشار اجتماعی انزلی و در ادامه همراهی و ائتلاف تحسین‌برانگیزشان با ملوان تضعیف گشت و درعوض جامعه ی انزلی که مدت‌های مدید عدم رویکردش به سیاست ، بارزترین ویژگی‌اش بود ، بیشتر و بیشتر در لجه ی سیاست فرورفت (سویی تداوم و تشدید معضل بیکاری و مهاجرت به‌ویژه نیروهای تحصیلکرده انزلیچی به اقصی‌نقاط کشور و جهان و سوی دیگر از سربرآوردن و توسعه ی روزافزون منطقه موهوم و موسوم به آزاد انزلی ! ، با اقداماتی دقیقاً در تعارض با رشد و توسعه ی پایدار بندرانزلی ، از مهمترین مصادیق تضادهای موجودند در این برهه ی زمانی) و این میان گرایش‌های بسیار قوی و عمیق به نمادهای بومی و در صدرشان ملوان نیز از آن ارج‌وقرب پیشین دور ماند .

این میان با صحه نهادن بر دگرگونی عظیم ایجادشده در روحیات و ذهنیات مردم و مسوولان ، سوتفاهم و کژفهمی بزرگی است که کمافی السابق «مشکلات مالی» یگانه عامل تیره‌روزی‌های ملوان انگاشته شود .

مبانی و ظرفیت‌های قانونی در سطح کلان هرآن چه که هست ، در مقیاس‌های بومی-منطقه‌یی نظر به کم و کیف پتانسیل‌ها و مناسبات اقتصادی موجود ، دچار قبض و بسط‌هایی می‌شود . بالفرض مثال در جغرافیای بندرانزلی سازمان‌هایی چون : بندروکشتیرانی ، شیلات ، گمرک و … قطعاً از این بضاعت برخوردارند که مشترکاً با وقوف و درک نقش خطیر ملوان در سالم‌سازی جامعه ی جوان انزلی ، به حمایت‌های اصولی موردی و مستمر خویش از ملوان اهتمام ورزند که قطعاً در ادامه با بازگشت ملوان به دوران اوج خویش ، از منافع تبلیغاتی همراهی با ملوان نیز بهره‌مند می‌شوند اما زهی خیال باطل ؟! زیرا نوعی محافظه‌گرایی افراطی و خودشیفتگی و عدم وضوح و شفافیت در میان مسوولان به چشم می‌خورد ونبود آن بلوغ اجتماعی مانع از دستیابی به آن نقطه ی اشتراک در زمینه ی حمایت از ملوان میان مسوولان شده است { مسوولانی که فراتر از هرگونه قانون و ساختار اجرایی به‌عنوان یک مسوولیت اجتماعی ملزم و موظف به حمایت از ملوانند و هیچ‌گاه نمی‌توانند منت‌گزار حمایت شان از ملوان باشند . } و صدالبته وقتی این خلاء مزمن حمایتی-تشکیلاتی ترکیب می‌شود با فقر مدیریتی فوتبال انزلی وعدم همسویی با کمینه ی استانداردهای روز فوتبالی ، کماکان ؛ فراتر از یکسری هیجانات سطحی ، عرصه برای حضور ملوانی چنین درمانده و بلاتکلیف فراهم خواهد شد …

آری در بازه ی زمانی بیش از ربع قرن-۱۳۷۲تاکنون-ملوان هرگز نتوانست جدا از ۲بار حضور در نیمه‌نهایی و فینال پرحرف و حدیث جام حذفی درسال‌های۱۳۷۴و۱۳۹۰ ، روند مستمر موفقیت‌های گذشته خود را تکرار کند .

… یادش به خیر آن سال‌های دور و آن روزهای زیبای نیمه ی دوم دهه ی ۱۳۶۰ که استادیوم پیر شهر انزلی به‌دوراز هرگونه هتک حرمت و فضاحت کلامی و مرزبندی و قشربندی اجتماعی ، کانون زیباترین و گرم‌ترین و صمیمانه‌ترین حمایت‌های دوستداران ملوان بود و زمین فوتبال استادیوم انزلی در محله ی میان پشته به یمن استمرار درخشش‌ها ، گلزنی‌ها و موفقیت‌های ملوان ، بدل شده بود به کانون داغ‌ترین و مهیج‌ترین اخبار و اتفاقات فوتبالی کشور …

… یادش به خیر نیمه ی دوم دهه ی ۱۳۶۰ و دوران ابتدایی‌ام که ظهر روزهایی که ملوان در انزلی بازی داشت ، زمان برگشتن با سرویس از دبستان صابرحنان در خیابان سپه انزلی به خانه ، در چراغ‌برق انزلی از درون سرویس با شوروشوق و دادوهوار رو به سایر مردم و دانش‌آموزان دختر و پسر ایستاده در خیابان گلستان انزلی ، پیشاپیش مژده و نوید پیروزی ملوان را در دیدار چند ساعت بعدش می‌دادیم !!…

… یادش به خیر آدینه روزی مورخه ی ۱۱/۹/۱۳۶۷ و ساعاتی پیش از شروع دیدار برگشت مرحله ی نخست جام حذفی میان ملوان بندرانزلی و سازمان گوشت اصفهان . حساسیت این بازی در نقطه ی اوج قرار داشت و با وجود آن که ملوان در دیدار رفت و در کمال ناباوری با ۲گل کمال حسینی مغلوب شده بود و خطر حذف از جام حذفی ، ملوان آن گل سرسبد جام حذفی را به‌شدت تهدید می‌کرد ، اما خوب به‌خاطر دارم که به‌سان همیشه چند ساعت قبل از شروع بازی و آغاز بلیط‌فروشی‌ و بازشدن درب استادیوم ، انبوه دوستداران مخلص و سرمست ملوان ، خیابان استادیوم انزلی (خیابان رحیم‌زاده) را کاملاً به قرق خویش درآورده بودند و خوب به یادم مانده است آوای پیرمردی را که از میان انبوه جمعیت دوستداران ملوان ، بسیار امیدبخش و قاطعانه فریاد برآورد : «اَ بازی وقت اضافه داره» (این بازی وقت اضافه دارد) . که در نهایت اطمینان و مثبت‌اندیشی ، باور شکست‌ناپذیری و موفقیت ملوان را در دل و جان همه ی دوستداران ملوان جای می‌داد و چنین نیز شد و در فضایی سراسر هیجان و انگیزه ، پس از برد ۲بر صفر ملوان در ۹۰دقیقه با گل‌های غلام محمدوند ومحمداحمدزاده و به‌ثمر نرسیدن گلی در وقت اضافه ، کار به ضربات پنالتی رسید و با هدررفتن پنالتی حمید معماریان توپچی شاخص اصفهانی ، صعود ملوان به مرحله ی بعد بازی‌ها رقم خورد .

آن سال‌های زیبا و آن خاطرات غرورانگیز یک‌به‌یک گذشت ودرادامه نظر به خلاءهای دیرپای موجود در ملوان و نیز تحول محتوایی در ساختار اجتماعی-اقتصادی-ورزشی-فوتبالی کشور ، زمینه برای سواستفاده و شبیخون‌زدن هیولای سیاست به ملوان نازنین فراهم آمد ؛ امری که در سطحی کلان ، یک‌سو به اضمحلال باشگاه‌های مردمی دارای پایگاه‌های اجتماعی قوی و غنی چون : آرارات و شاهین تهران ، برق شیراز ، ملوان بندرانزلی ، چوکا (استقلال) بندرانزلی و … انجامید و سوی دیگر متاسفانه با ورود پول هرز به فوتبال ، موجبات هرچه فراخ‌ترشدن عرصه ی فوتبالی ناسالم ، اخلاق گریز ، ناهنجار و سیاست‌مآبانه را فراهم ساخت و بالفرض مثال در کانون مدیریتی ملوان با ورود یکسری افراد معلوم‌الحال و سیاسیون فرصت‌جو ، ملوان از آن صلابت مثال‌زدنی خویش فاصله گرفته و در حد یک کلیشه بی‌محتوا تنزل یافته است …

آیا هم‌اینک و درست در۵۰سالگی ملوان ، با جای گرفتن ملوان در بدترین نقطه در طول حیات فوتبالی خویش-قعر جدول لیگ دسته اول ؛ (همان لیگ دسته دوم سابق) فارغ از هرگونه امید واهی و کذایی که سال‌ها به‌خصوص زمان گرم‌شدن تنور انتخابات و ابراز شعارهای رنگارنگ پیرامون ملوان و … ، چون سمی به جان ملوان می‌افتاد ، منطقی است که یک‌بار برای همیشه مهر پایان بر زندگی ملوانی چنین بی‌سروسامان و ملتهب زد ؟ که به جای اهمیت‌یافتنش به عنوان یک پایگاه فوتبالی شناسنامه‌دار ، صرفاً نقابی شده است بر بسیاری زدوبندهای سیاسی و رکود گسترده ی اجتماعی در سطح شهر و یا بناست و می‌توان با در نظرگرفتن نیم‌قرن دوام و قوام ملوان به‌رغم همه ی کاستی‌ها و نابرابری‌ها ، اصلاحاتی اساسی را در ملوان مدنظر قرار داد تا نیم‌قرن دوم حضور و فعالیت ملوان نیز با روشنی و طراوت و سرزندگی آغاز شود ؟ … انتخاب با ما و فرد فرد دوستدارن ملوان است و نه هیچ کس دیگر …

آری ؛ به‌راستی تناقض بسیار است میان آن تاریخ شکوهمند و آن نوستالژی ناب و غرورانگیز سال‌های دور ملوان با وضعیت بغرنج و بحرانی ملوان کنونی . قطعاً در گزینش برای  دنبال‌کردن این ۲ قسم از ملوان وقت و حوصله اختصاص می‌یابد به نوستالژی ملوان و یادکرد از آن سال‌ها و روزهای پرفروغ به‌جای هدردادن وقت در قبال این ملوان توسری خور ؛ که البته این ضعف دیرپا بیش از هر چیز نشان از ضعف ذاتی مسوولان و دست‌اندرکارانش داشته و دارد .

در پایان ضمن طرد و نفی هرگونه رویکرد باری به هرجهت و مسکن وار نسبت به تیم فوتبال ملوان بندرانزلی ، امید بر این است که فارغ از دعواهای عوام‌فریبانه ی نعمتی-حیدری و زنده باد ـ مرده بادهای تاریخ‌مصرف گذشته ، با مبنا قرار دادن تمامی ظرفیت‌ها و ظرافت‌های جامعه‌شناسانه ، فرهنگی ، فوتبالی ، مدیریتی و … یک سازوکار جامع و صریح درباره ی ملوان طرح شود و ملوان به یمن بلوغ فکری-فرهنگی مسوولان و کارگزارانش که نگرشی کلان و اجتماعی به ملوان خواهند داشت ، با اصالت و اعتبار خویش آشتی کند و به روزهای اوج بازگردد و استادیوم تختی انزلی دیگر بار در فریادهای حنجره‌های زخمی و اما عاشق دوستداران ملوان پروبال گیرد ، به‌رقص درآید و مملو از آوازهای شیرین و قدیمی از ملوان گردد و دوباره و دوباره‌ها این سرود همیشه آشنا طنین‌اندازشود که : «هر جای میدان پای ملوان»

بندرانزلی ـ سروش‌ ملت‌پرست  ۱۳۹۸/۸/۸

عکس : “خبرگزاری خبرآنلاین”

 

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه