رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 18 دی 1398 - 20:44
  • کد خبر : ۱۸۲۱۲
  • مشاهده :  127 بازدید
  • چاپ خبر : ‏… و میم مثل ملوان
ملوان بندرانزلی حقیقت رویاها (2)

‏… و میم مثل ملوان

اول و آخر همه ی حوادث و فعل و انفعالات در زمینه‌های گوناگون ورزشی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و … به گونه یی سوال برانگیز ارتباط می‌یابد با ملوان .

‏… و میم مثل ملوان . قلم بر دست می‌گیری و می‌خواهی از ملوان بنویسی ، همه ی ذرات و عناصر وجودی زادگاهت بندرانزلی را به یاد می‌آوری و جملگی همراهی‌ات می‌نمایند .

اول و آخر همه ی حوادث و فعل و انفعالات در زمینه‌های گوناگون ورزشی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و … به گونه یی سوال برانگیز ارتباط می‌یابد با ملوان . پیشینیان و عمده ی ملوانان قدیمی‌معترفند که اهمیت این گونه ی ملوان ریشه در شناساندن شهر انزلی و به گوش رساندن نام آن دارد از طریق ملوان در سطح کشور و چه قدر دور از ذهن است ، پسوند دروازه ی ایران و اروپا که به انزلی اطلاق می‌گردید با این حقیقت که تنها یک تیم فوتبال شناساننده ی شهری بندری باشد با ویژگی‌های بی‌شمار و ارزشمند زیست محیطی ؟؟!

خوب به یاد دارم سال ۱۳۷۱ را و زمانی که با هجوم پول هرز ، تاراج استعدادهای فوتبال از اقصی نقاط کشور به سوی مرکز و تضعیف باشگاه‌های سازنده و مردمی‌ چون ملوان بندرانزلی قصه ی پُرغصه‌یی را در اذهان جای داد . (نماینده یی) با رایزنی‌های پشت پرده و با حمایت ملوانی‌ها از حوزه ی انتخابیه ی بندرانزلی – خمام برگزیده شد . مروری دوباره بر امضای مندرج زیر اعلامیه ی حمایت از کاندیدای مذکور جالب است :

از طرف : پیشکسوتان – مربیان – بازیکنان (غیر نظامی) باشگاه ملوان بندرانزلی

داستان دور ماندن ملوان از خویشتن خویش و عدم توجه به ضعف ساختاری موجود در باشگاه و سطح کلان مدیریت و اجزای مرتبط با آن به گونه یی وحشتناک تداوم یافت ، چرا که یکی – دو سال ابقای ملوان در لیگ دسته اول در حالی که از سقوط کنندگان مسلم بود ، چشم دوستداران را بر روی واقعیت بست و از آن جا که هیچ نهاد – گروهی آزاد و مستقل در انزلی موجودیت نداشت تا با زیر سوال بردن اعمال مدیران ملوان به عنوان یکی از عناوین محوری شهر بندرانزلی که آن ها را به تکاپوی بیشتر وا دارد و موظف به نقد اعمال خویش در جهت بازشناسی کمی‌ها و کاستی ها سازد ، کم کاری‌های آن ها تداوم یافت .

و رسیدیم به روز شنبه مورخ هفتم تیرماه ۱۳۷۶ که توفیق اجباری نصیب ملوان و ملوانان شد . در بازی آخر و تماشایی برابر پیروزی در ورزشگاه آزادی در غیاب سرمربی کهنه کار که به هر دلیل ملوان را ‏در آن بازی تنها گذارد ، بازیکنان ملوان خود نقش مربی گری را ‏بر عهده گرفتند ! از آن پس اکثریت شهروندان با تاکید بر روی رفتار غیرورزشی بهمن صالح نیا تمامی‌ناکامی‌های ملوان را به حساب او گذاردند ، غافل از این که رفتار نادرست چنین شخصی با آن پیشینه ی مثبت حداقل در زمینه ی ورزش فوتبال که متاسفانه در انزلی ی ما عامل بسیار موثری است که جنبه ی دایم المثبتی به شخصیت یک فرد ببخشد و بس ، خود معلول یک سری سستی هاست ، از مراجع بالاتر و بده و بستان‌هایی که از سطوح فوقانی جامعه ی سراپا سنتی ایران و ساختار مدیریتی آن آغاز می‌گردد و به بخش‌های زیرین انتقال می‌یابد و همین می‌شود که عموم انزلی چی ها تنها با مقصر دانستن بهمن صالح نیا ، علت العلل را که همان ‌کارگزاران باشگاه ملوان بندرانزلی بوده را از یاد برده‌اند .

به راستی چرا در فاصله ی زمانی نزدیک به ده سال نباید برای یک بار امکان رویارویی مستقیم میان هواداران ، مربیان و حتی بازیکنان ملوان جهت پرسش و پاسخ و به نقد کشاندن فعالیت ها و سو مدیریت ها وجود نداشته باشد ؟

ابتدای سال ۷۸ ملوان با سقوط مجدد به دسته ی پایین تر در حالی که در بدترین روزهای حیات خویش به سر می‌برد ؛ محمد احمدزاده از راه رسید . قاطعانه از ابتدای کار و به ویژه پس از صعود سزاوارانه به لیگ برتر در قالب جوان ترین و بومی‌ترین تیم تاریخ ملوان ، اعلام نمود که : ملوان سر سوزنی به دعواها و داد و ستدهای سیاسی رایج در سطح شهر توجه نخواهد کرد و به یقین می‌دانست بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد .

اما در اوایل دیدارهای لیگ برتر مشکلات مالی ملوان به آن جا رسید که دیگر احمدزاده در برابر فشار روانی موجود ناگزیر به استعفا شد ، تازه آن هم هنگامی‌که ملوان در جمع ۶ تیم نخست جدول رده بندی لیگ برتر جای داشت ، خبر تلخی بود ، تا این که به یکباره از تریبون ها فریاد برآوردند : شخص اول نیروی دریایی کشور حمایت بی چون و چرای خویش را از باشگاه ملوان و مربی گری محمد احمدزاده اعلام می‌دارد و زین پس تمام و کمال ملوان تنها از طریق نیروی دریایی است که حمایت می‌شود و نه ارگان های دیگر ، غافل از آن که نظر به بی تفاوتی شخص احمدزاده به جریانات سیاسی که جز به سو استفاده از ملوان در جهت دستیابی به نیات خود به امر دیگری نمی‌اندیشند ، آرام آرام موانعی بر سر راه احمدزاده ایجاد می‌گردد و عزل و نصبی کاملاً مغایر با جو موجود و افکار عمومی صورت گرفت .

سروش ملت پرست – چهارشنبه ۲۳/؟/۱۳۸۱ – ۱۰:۰۴

 

"ادامه دارد"

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه