رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 7 اسفند 1398 - 12:04
  • کد خبر : ۱۸۶۳۲
  • مشاهده :  195 بازدید
  • چاپ خبر : ملوانِ ریشه ها یا ملوانِ کلیشه ها ؟!
ملوانِ بندرانزلی حقیقتِ رویاها (5)

ملوانِ ریشه ها یا ملوانِ کلیشه ها ؟!

اصالت ، اقتدار و اعتبارِ ملوان هرگز مدیونِ پول نبوده و نیست .

ماهیت و دستاوردهای ملوانِ انزلی در شناسنامه ی فوتبالِ ایران از آن چنان جایگاهی برخوردار است که اثباتش چه از راهی عامیانه و فراگیر ، مثل استناد به نامِ پرآوازه ی ملوان در ادبیاتِ فوتبالی ایران از اواخرِ دهه ی ۱۳۴۰ تاکنون با عبارات و اسامی‌گیرایی چون : قوی سپیدِ خزری ، سه تفنگدار (غفور جهانی ، عزیز اسپندار و علی نیاکانی مقدم) و نیز بهمن صالح نیا ، محمد احمدزاده ، سیروس قایقران ، نصرت ایراندوست ، پُرافتخارترین تیم شهرستانی ، یک پای ثابتِ فینالِ جامِ حذفی و … عینیت می‌یابد و چه با رویکردی خاص تر و منطقی تر ، با اتکا به آمار و بیلانِ عملکردِ ۳۸ سال حضورِ زیبا و تاثیرگذارِ ملوان در سطحِ نخستِ فوتبالِ کشور . مویدِ آن هم بهره وری عالی باشگاه در ازای امکاناتِ محدودش است که بر این فرضیه مهرِ تایید می‌زند ، چرا که نویسنده ی مطلب با کنارِ هم گذاشتنِ جداولِ پایانی بیش از ۲۵ دوره ی مسابقاتِ فوتبال باشگاه‌های دسته اول کشور با اسامی گوناگونی چون جامِ تختِ جمشید ، لیگِ قدس ، جامِ آزادگان و لیگِ برتر و جمع و تفریق کردن‌های بسیار ، ملوان را در میانِ هفت ، هشت باشگاهی یافت که در تاریخِ فوتبالِ باشگاهی کشور بیشترین امتیازات را از آنِ خود ساخت و تنها باشگاه‌هایی چون سپاهان ، ذوب آهن ، پیروزی ، استقلال و پاس در جدول کلی بالاتر از ملوان جای می‌گیرند که اگر با دیده ی منصفانه به قضیه نگاه کنیم (هرچند انزلیچی بودنِ نویسنده ی مطلب در ذکرِ این مورد تاثیرگذار بوده) نظر به میزانِ برخورداری باشگاه‌های یاد شده از امکاناتِ مالی ، تبلیغاتِ درون و برون میدانی و حمایتِ جراید و رسانه ی به ظاهر ملی می‌توان گفت با توجه به امکاناتِ موجود ، ملوانِ بندرانزلی از سال‌های دور ، آن زمان که فوتبالِ سراسری کشور در دهه‌های ۴۰-۱۳۳۰ به صورتِ رقابتِ تیم به تیم میانِ شهرهای کشور صورت می‌گرفت و رقابت‌های فوتبال منطقه یی در کشور جریان داشت و فوتبال آموزشگاه ها برخلافِ سال‌های اخیر از اعتبار و اقتدارِ فراوان برخوردار بود ، همردیف و پویاتر از مناطق و باشگاه‌هایی چون شیراز ، تبریز ، قایم شهر ، آبادان ، مشهد ، تهران و برق ، تراکتورسازی ، نساجی ، صنعت نفت ، ابومسلم ، راه آهن ، تهران جوان ، بانک ملی و … خدماتِ سُترگی را در زمینه ی پرورش بازیکنانِ فوتبال از سطوح پایه ، توجه ی اصولی به تیم‌های پایه و نتیجتاً پشتوانه سازی به فوتبالِ ایران نموده است .

جدا از این مواردِ یاد شده اشاره یی هم می‌شود بر تاثیراتِ منفی و خانمان براندازِ پروژه ی مادی گرایی مطلق در جامعه ی فوتبال ایران که نظیرِ سایرِ زمینه‌های اجتماعی و نظر به ماهیتِ پول ، هرچه بیشتر در لُجه ی مادیات فرو می‌روند از روح و بارِ معنایی خود فاصله گرفته و بالطبع از کارکردهای مثبتِ اجتماعی خود دور و دورتر می‌شوند .

آن چه ملوان را در گذرِ سال‌های رنج و تبعیض و چشم تنگی حاسدان ، ملوان کرد و اشارت به آن هم چنان تکیه ی کلامِ همشهریان سن و سال دار است ، همانا تفوق یافتنِ بُعدِ معنوی فوتبال و علایقِ عمومی‌مرتبط با آن است بر بُعدِ صرفاً مادی قضیه که در پروسه ی زمانی حداقل ۲۵ ساله ، همبستگی مثال زدنی اهالی فوتبال فهمِ انزلی را با تیمِ شهرشان ملوان و حمایتِ تمام و کمالِ شان را از مربیانِ متعهد و بازیکنانِ جسورِشان پدیدار ساخت و توپچی‌های ملوان بودند که به رغمِ تمامی‌کاستی ها ، بی هیچ ناز و ادا و بهانه تراشی در میادین دور و نزدیک دمی ‌از مبارزه پا پس نکشیدند و همه ی این مقدمات بود که زمینه ی پیوندِ معنادارِ میانِ بندرانزلی و ملوان را در ذهنیتِ جامعه ی فوتبال ایران تثبیت نمود .

اما واقعیتِ تلخ از آغاز دهه ی ۱۳۷۰ و رشدِ بی بند و بار و لجام گسیخته ی مادیات و نتیجه گرایی (به هر قاعده ی ممکن) ، در فوتبالِ کشور ، باعث شد که تناسبِ نهادینه شده میان مناطقِ فوتبال خیز و کانون‌های فوتبالیست پرور از جمله ملوان بر هم بخورد و اژدهای مخوفِ مادی گرایی در فوتبال ، وضعیتی متناقض را بر فضای فوتبالِ کشور حکمفرما سازد که از سویی ساختارِ سنتی ایران را مورد چالش جدی قرار دهد و از سوی دیگر آن چه با عناوینِ پُر طمطراقِ فوتبالِ علمی ، حرفه یی و … در لوای سرمایه محوری در فوتبال مجال بروز یافت ، هیچ سنخیتی با ذهنیت ، مدیریت و رفتارهای عمدتاً سنتی اهالی خانواده ی بزرگِ فوتبال نمی‌یافت .

خلطِ بحث نشود ، هرگز قصدِ آن نیست که به طورِ مطلق در مذمتِ کارکردِ پول در فوتبال و به ویژه ملوان سخن به میان رود اما خاصه در موردِ ملوان و ریشه‌های گسترده ی مردمی‌اش آ‏ن چه که نباید و نمی‌توان از آن غفلت ورزید ، آن است که اصالت ، اقتدار و اعتبارِ ملوان هرگز مدیونِ پول نبوده و نیست ، آن چه که بیش و پیش از پول ملوان را ملوان ساخت (همان طور که سرمربی کنونی ملوان بهتر از هر کس دیگر می‌داند) ، احساسات و انرژی مثبتِ روحی است که انزلیچی ها و گیلانی ها به ملوانان تزریق کردند و پول در این میان کلیشه و روبنایی است در سازمانِ ملوان … و بنابراین بر ماست که تفاوت قایل شویم میانِ ملوانِ ریشه ها و سرمایه ی انسانی مشتمل بر آن و ملوانِ کلیشه ها و بُعدِ مادی و بی روح و بعضاً تفسیرِ ملوان با ­اسپانسر و تا باد چنین بادا : که نفس‌های گرم و دل‌های عاشقِ دوستدارانِ ملوان از هر واقعیتِ بیرونی دیگر تعیین کننده تر باشد . کوتاه سخن آن که با پول در ملوان یا هرجای دیگر هرعملی را می توان عملی کرد اما «ریشه» را نمی توان ساخت …

 

"سروش ملت پرست - هشتم تیرماه یکهزاروسیصدوهشتادوهشت"

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه