رفتن به بالا
  • یکشنبه - 11 اسفند 1398 - 20:33
  • کد خبر : ۱۸۷۰۹
  • مشاهده :  64 بازدید
  • چاپ خبر : ۱۳ دقیقه فوتبال علیه سکوها

۱۳ دقیقه فوتبال علیه سکوها

اگر یک فوتبالیست تیمش را به قصد تیم رقیب ترک کند ، خیانت کرده و این یک قانون نانوشته در فوتبال است . پشت کردن به هوادار خودی در زبان فوتبال یک عمل نابخشودنی است که حتی کله ی خوک مرده را سهم خیانتکار می‌کند ؛ (رفتار هوادار بارسلونا با لوییس فیگو) اما حالا روزی رسیده که هم می‌توانید به هواداران تان پشت کنید و هم قهرمان شوید . راهش را اگر می‌خواهید ، از ستاره‌های بایرن بپرسید .

دقایق آخر دیدار هوفنهایم-بایرن مونیخ ، استرس و تپش قلب داشت اما نه از همان جنس همیشگی ؛ همان‌هایی که وقتی مهاجم حریف به دروازه ی تیم محبوب مان نزدیک می‌شود ، همان‌هایی که وقتی توپی به تیر دروازه می‌خورد دست‌های مان را روی سرمان می‌برد . این بار استرس داشتیم برای این که یک تغییر را می‌دیدیم . برای این که بر خلاف باور همیشگی‌مان ، ستاره‌ها به هواداران شان پشت کردند ، آن هم به خاطر تیم رقیب . 

۱۳ دقیقه ی پایانی بازی باواریایی‌ها در “راین نکر آره‌نا ،” فرم جدیدی از فوتبال بود . مهاجم حریف دیگر یک خطر محسوب نمی‌شد . توپ در مالکیت هیچ تیمی نبود . دروازه‌ها خالی بودند اما آگاهانه کسی سمت آن ها نرفت . زیر باران شهر زینشایم ۲۲ نفر داخل زمین سبز ورزشگاه هر چند دقیقه یک بار شروع به دست زدن می‌کردند و یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند .

دقیقه ی ۷۷ مسابقه وقتی هواداران بایرن که تیم شان ۶ بر صفر آن هم در خانه ی حریف ، جلو بود بنرهای توهین آمیزی علیه مالک هوفنهایم به نمایش گذاشتند ؛ اتفاقی که هواداران دورتموند آن را شروع کرده بودند . 

هر کسی در زمین بود سعی کرد کاری کند تا بنرها جمع شوند ، سرمربی ، مدیر و بازیکنان بایرن سمت هواداران شان رفتند و از آن ها خواستند این توهین‌ها را تمام کنند اما روی سکوها کسی گوشش بدهکار نبود .

مسابقه به حالت تعلیق درآمد ، بازیکنان هر دو تیم به سمت رختکن رفتند و سرنوشت بازی مشخص نبود .

رومنیگه بعد از بازی گفت : خیلی وقت است که چشمان مان را بسته‌ایم . اجازه دادیم این بحران‌ها و آشوب‌ها ادامه پیدا کند . امروز باید دوباره فکر کنیم . باید با هوشیاری و شفافیت برخورد کنیم .

بله آن ها فکر کردند ، فکر کردند و فکر کردند و دوباره به زمین رفتند . ۱۳ دقیقه برای هم دست زدند ، شوخی کردند ، حرف زدند و ایستاده تشویق شدند . ۱۳ دقیقه بدون هیچ شوتی ، هیچ سانتری ، بدون کرنر و پرتابی ، بدون پنالتی و شیرجه‌یی . ۱۳ دقیقه واکنش منتقدانه ، ۱۳ دقیقه فوتبال علیه سکوها .

” فوتبال بدون هوادار معنا ندارد . ” این جمله‌یی است که هر کسی که طرفدار فوتبال است آن را شنیده . هوادار بزرگ است . اگر برابر آن بایستی شکست می‌خوری ، بعضی جاها حتی مقدس است . 

رویارویی با هواداران حریف را بارها دیده‌ایم ، حتی می‌شود برای منافع شخصی و تیمی علیه هواداران خودی شد ، هرچند که تبعات بزرگی به دنبال دارد اما چند بار دیده‌ایم بازیکنان و مربیان به خاطر رقیب شان علیه هواداران خودشان شوند و منفعلانه عمل نکنند ؟ 

بازیکنان بایرن ۶ بر صفر پیروز شدند اما این بار برای هواداران رقیب دست زدند و از طرف همان ها هم تشویق شدند . بعد از پایان بازی همه ی بازیکنان و نیمکت‌نشینان دو تیم به کنار هم به سمت طرفداران هوفنهایم رفتند ؛ اتفاق نادری که آدم را به فکر فرو می‌برد . 

ستاره‌های باواریایی علیه هوادارانی شدند که نه در ذهن ، کلام و واژه‌های تکراری بلکه در واقعیت سهم بزرگی از تیم شان دارند . در فوتبال آلمان نیمی از سهام باشگاه در اختیار هواداران است . اصلاً اعتراض هواداران بایرن به هوفنهایم همین است که بر خلاف بقیه تیم‌های بوندس لیگا ، هواداران سهمی در اداره ی این باشگاه ندارند .

در فوتبال خودمان اما بارها جملاتی در مدح و ستایش هواداران شنیده‌ایم .

” می خواهیم دل هواداران را شاد کنیم ” ، ” فقط به خاطر هواداران بازی می کنیم ” ، ” به خاطر هواداران درخواست لغو بازی کردیم ” ، ” نمی‌خواستیم هواداران را ناراحت کنیم ” ، ” به خاطر هواداران به این تیم آمدم ” و ” شرمنده ی هواداران شدیم . “

اگر یک نفر از خارج از ایران این حرف‌ها را بشنود ، فکر می‌کند هواداران مالک کل باشگاه هستند و همه ی امور را آن ها کنترل می‌کنند . ” باشگاه برای این هواداران است ” فقط یک توهم است .

با همین شرایط هم بازیکنان در مصاحبه‌های شان جملات تکراری را انگار از روی یک متن آماده می‌خوانند . آن هایی هم که بعد از شنیدن ناسزا در ورزشگاه از کوره در می‌روند و حرفی علیه هواداران می‌زنند ، یک ساعت بعد یک پست در صفحه ی شخصی‌شان می گذارند و با چند عدد قلب هم‌رنگ با لباس تیم شان ، از هواداران دلجویی می‌کنند . 

فوتبال به هواداران ایرانی چیز زیادی نداده است . ورزشگاه‌های زهوار در رفته ، دوربین‌های اسقاطی ، گزارشگران نابلد و تیم‌هایی با تاکتیک ” بکش زیرش ” سهم هوادار ایرانی است اما چرا باید آن قدر برابر آن ها نقش بازی کرد ؟ چرا باید در همه ی مصاحبه‌ها آن ها را ستایش کرد ؟ با وجود این که کنش آن ها معلول شرایط نا به سامان جامعه و فوتبال است ، چرا باید آن ها را مستقلاً نقد نکرد ؟ 

بارها به دروغ شنیده‌ایم که ” هواداران تاج سر فوتبال هستند . ” این چه تاجی است که نمی‌تواند حتی بدون ترس از این که در ورزشگاه کسی او جای او را بگیرد ، به آن جا برود ؟

یک نفر اینجا دروغ می‌گوید . این یا یک نمایش آگاهانه برای فریب هواداران است یا صرفاً بی توجهی بازیکنان و مربیان و مسوولان به اتفاقات پیرامون شان ؟
جامعه و فوتبال ما بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به کنش مسوولانه دارد نه انفعال . هم از طرف تماشاگران ، هم از طرف هر کسی که پایش به زمین چمن می‌رسد یا روی نیمکت می‌نشیند و هم از طرف رسانه‌ها . 

آرزو می‌کنیم هواداران با دیدن هر عمل زشتی در زمین سوت‌های اعتراضی‌شان را حتی به گوش بازیکن خودی برسانند . آرزو می‌کنیم وقتی صندلی‌ها روی سکوها شکسته شد ، وقتی سنگ‌ها به سمت تماشاگران حریف پرتاب شد ، بازیکنان دو تیم سر جای شان بایستند اما ثانیه شمار و دقیقه شمار داور حرکت کند .

 

"ایسنا"

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه