رفتن به بالا
  • جمعه - 22 فروردین 1399 - 11:44
  • کد خبر : ۱۸۸۷۴
  • مشاهده :  71 بازدید
  • چاپ خبر : کرونا و فوتبالی که به سایه رفت

کرونا و فوتبالی که به سایه رفت

اکنون دانسته اند که اگر فوتبال نباشد برای برخی “نان” هم نیست و برای برخی دیگر “نام” و “عشق” هم در محاق می رود و برای خیلی ها “افتخارات” فقط در طاقچه های خاطره می ماند و با اشک های گاه و بیگاه شان گره می خورد .

 سیاست های فوتبالی و فوتبال سیاسی ، دو واژه ی متضاد با دو معنای مختلف ، همیشه ذهن نگارنده را آشفته می کرده است . فوتبال پدیده یی “شرق تبار” و “غرب اندود” با آمیزه یی از مهارت ، تفکر و حواشی های ویرانگر ، به یادگار مانده از بزرگانی در جهان که ضمن ایجاد تغییر و تحول های بزرگ در آن خود در اوج فقر از این جهان رخت بربستند . این پدیده ی شگفت انگیز ، به قول “ادواردو گالیانو” (زاده ی اروگوئه) همواره در سایه ی روشن های جهان هستی در حرکت بوده است و مدام با تاریکی های آن می جنگیده . از آغاز این ورزش ایده یی “جهانی” نبوده است . اما در درون و متاثر از فرهنگ ها و آداب و سنن رشد کرد و در پروسه هایی نارس ، به بلوغی جهانی رسید . می بایست همانند همه ی پدیده های هستی و حرکت های اجتماعی در تعامل و امتزاج با دیگر پدیده ها خود را مصون بدارد . چون آن گونه که “کاکس” معتقد است ، اساس و بنیان این “بازی” به گونه یی است که خیلی راحت نمی توان اصالتش را به انحراف کشاند . داستان فوتبال همواره گونه یی سفر از زیبایی به زشتی و بالعکس بوده است . اساساً هر پدیده یی که به “صنعت” و “رسانه” گرایش می یابد یا بهتر بگویم در آن نفوذ می کند ، ریشه هایش از هم می دَرَد . اکنون این پدیده ، جهانی ، صنعتی و رسانه یی شده علیرغم این که گریزی از آن ها نیست ، بر اثر حادثه یی جهان شمول در عالم پزشکی و بیماری به سایه رفته است و جهان حرفه یی این رشته در شوک خانه نشینی اش همچون کودکی است که باید در خانه بماند و با توپ های پلاستیکی و بادکنک هایش بازی کند ! لحظات دیوانه کننده ایست که انسان را تا مرز جنون پیش می برد آن زمانی که جرات بیرون رفتن از خانه را نداری ، حال اگر ستاره یی میلیاردی باشی یا آماتوری زاغه نشین . گویی قصه ی “قهرمان” و “ضد قهرمان” این بار از درون زمین های “بازی” به بیرون جهان پرتاب شده است . امروز این “کَشتی” فعال به گِل نشسته است . اما آن هایی که در طول سال ها ، دانسته و ندانسته ، در حال هجومی ناجوانمردانه به فوتبال بودند ، چه در لباس مدیران تحمیلی ، یا رسانه های مشکوک ، برنامه سازان غیرحرفه یی تلویزیونی و یا تماشاگران “قوم انگار” محلی گرا ، حال آیا دانسته اند که بودنش بسیار بهتر از نبودن آن است ؟ اگر “بازی” نباشد ، “زندگی چیزی کم دارد” ، اکنون دانسته اند که اگر فوتبال نباشد برای برخی “نان” هم نیست و برای برخی دیگر “نام” و “عشق” هم در محاق می رود و برای خیلی ها “افتخارات” فقط در طاقچه های خاطره می ماند و با اشک های گاه و بیگاه شان گره می خورد . در این روزها سوال های “بزرگ” آزارمان می دهد . اگر این کشتی نتواند دوباره راه بیفتد هنوز هم کمر به قتل آن خواهید بست ؟ اگر این “بازی ” نباشد چه ؟ حال کجای این جهان پهناور می خواهید بیاویزید قبای ژنده ی “فرقه گرایی” و “ستیزش با زیبایی فوتبال” را ؟ اساساً بدون بازی دلیلی برای “جنگ” وجود دارد ؟ دلیلی برای “زندگی” حتی وجود دارد ؟ دلیلی برای برنامه سازی در جهت تفرقه در میان تماشاگران خواهید داشت ؟ و هزاران سوال بی پاسخ که ندانستن پاسخش به غایت آزار دهنده و هراسناک است . خاموشی در برابر هجوم “ویروسی” که انگار هوش برتر دارد و این جماعت “صنعتی” زده ی ماشینی را به خوبی شناخته است . حاال در تمام جهان “بازی” در حال پایان یافتن است ؛ پس به قول ضرب المثلی “ایتالیایی” : “بازی که تمام شد ، فرقی نمی کند شاهزاده و گدا ، هردو از همان مسیر رفته باید به خانه باز گردند” .

 

دکتر اردشیر پورنعمت – کارشناس و مدرس بین المللی فوتبال

 

 

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه